زن نويس

یک سوزن به آقایان(شادی صدر)

نامه ای خودمانی به شادی صدر استاد سال های دور

باور کن شادی جان در مطلب یک سوزن به آقایان حرف همه ما دخترها و زن های ایرانی را زده ای. همه ی ما به نوعی این خشونت ها را تجربه کرده ایم. در جامعه ی مردسالار و سنت گرا این چیزها آنقدر رواج دارد که ذاتی فرهنگ کوچه و بازار شده است. فرقی هم نمی کندکه زن یا دختر پیر یا جوان باشی. سن و سال هم نمی شناسد. راستش گفتگوی دیشب شما را هم دیدم البته تکه هایی از آن را . اما راه حل چیست؟

برای هر چیزی راه حلی باید باشد. برای تغییر نگاه و فرهنگ جامعه هم . اما آیا زمینه اش فراهم است؟ تا چه حد ما توانسته ایم روی خانواده و نزدیکان خود کار کنیم. تا چه حد جامعه مردسالار ما تن به قبول چنین توهینی را خواهد داد؟

 شاید انها حق خود می دانند که کوچه و کلام و خیابان جزء قلمرو انان است. و زن هم در قلمرو انان و مایملک انها است.

در آمریکا حتی نگاه خیره و معنادار به زن جرم محسوب می شود و اما در جامعه ما چطور؟

در جامعه ما این زن است که همیشه محکوم است سر فرو آورد و حیای خود را نگه دارد!!! و حیا چیزی نیست جز سکوت و سرکوب شخصیت خود.

در جامعه ما این معنا و مفهوم زن بودن است.

 

 

 


نویسنده : write-woman ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ :: ٦ مهر ۱۳۸٩


آیا جنگ دیگری در راه است؟

 

میل روانی به داشتن فرزند در زمان جنگ امری طبیعی است. ملت ها در زمان جنگ خواهان فرزند بیشتر برای تجدید نسل خود هستند. اما در زمان آرامش  و صلح این پژوهشگران علوم اجتماعی هستند که پس از پژوهش های دقیق برنامه کنترل جمعیت را به دولت مردان پیشنهاد می دهند.

 

در نظر گرفتن حد متناسب میانگین کودکان خانواده ایرانی با در نظر گرفتن برخورداری خانواده از سطح زیستی معقول، برخورداری افراد از تعلیم و تربیت بهتر و وضع  اقتصادی جامعه است. اگر جامعه ای  تصمیم به تجدید نسل بگیرد باید قبل از هر چیز وضع مالی خانوار و نیز رفاه جامعه را مد نظر قرارداده و خود را مسئول رفاه و آسایش فرزندان خود بداند.

 

و از سویی می بایست عوامل محیطی موثر بر میزان مرگ و میر افراد یک جامعه را در نظر داشت. به راستی تا چه اندازه ما توانسته ایم  پرخطر ترین عواملی که سلامت جامعه را تهدید  کرده و موجب مرگ و میر می شود، حذف و یا کنترل کنیم؟

 

چه عواملی موجب مرگ و میر کودکان  زیر 5 سال جامعه ایرانی می شود و وضعیت سلامت و بقای کودکان در ایران چگونه است؟

 

سلامت بهداشت زنان و امکانات بهداشتی جامعه در چه سطحی است؟

 

آیا  تصمیم به  افزایش تعداد فرزندان در هر خانوار موجب کاهش مشارکت و فعالیت های اقتصادی و اجتماعی زنان نخواهد شد؟

 

پاسخ به این پرسش ها ما را وا می دارد تا نگاهی دقیق تر و مسئولانه تر به آینده فرزندان خود داشته باشیم.

 


نویسنده : write-woman ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ :: ٥ خرداد ۱۳۸٩


تغییر برای برابری

 


بیانیه اعتراضی بیش از 800 نفر برای آزادی فعالان کمپینی: جلوه جواهری و کاوه مظفری و فعالان کارگری

 

تغییر برای برابری - بیانیه حدود 800 نفر از ازافراد و گروه ها برای آزادی جلوه جواهرِی و کاوه مظفری و کلیه بازداشت شدگان 11 اردیبهشت در خطاب به رئیس قوه قضائیه:

http://www.shahrgon.com/fa/thumbnail.php?file=Brabari_909322040.jpg&size=article_medium



نویسنده : write-woman ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ :: ۱٢ خرداد ۱۳۸۸


بیانیه گروه های جنبش زنان در ایران در حمایت از زنان افغان

خواهران رنجدیده افغانستانی

ما فعالان جنبش زنان در ایران همواره سعی کرده ایم فعالیت ها، دستاوردها و شکست های زنان در کشورهای منطقه را مسئولانه و به دقت دنبال کنیم، زیرا معتقدیم که هر دستاورد یا شکستی که زنان به ویژه در کشورهای منطقه با آن مواجه می شوند، می تواند بر جامعه زنان ایرانی نیز تاثیر گذار باشد. ما به تجربه دریافته ایم که با بهره گیری از تجارب یکدیگر بهتر می توانیم حرکت های خود را برای کسب حقوق برابر، به پیش بریم.

از این رو هنگامی که آگاه شدیم قانون جدیدی با عنوان «قانون خانواده» به تازگی در افغانستان تصویب شده است، بر آن شدیم تا در اعتراض شما نسبت به این قانون ضد زن، همگام شویم. در این قانون، زنان و به ویژه زنان شیعه افغانستان به شدت محدود می شوند. این قانون نزدیک به ۲۰ درصد شهروندان افغانستان را شامل می شود و اختیارات مرد را در خانواده افزایش و حقوق انسانی زنان را به شدت کاهش دهد. ماده ۱۳۳ این قانون به مرد این حق را می‌دهد که از اشتغال همسرش جلوگیری کند و در ماده دیگر، زن مجاز نیست بدون اجازه‌ی همسرش خانه را ترک کند مگر اینکه نیاز مبرم به درمان داشته باشد. سن ازدواج نیز برای دختران شیعه مذهب از ۱۸ سال به ۱۶ سال کاهش یافته است. در این قانون "تجاوز زناشویی" که با حقوق بشر و نیز کنوانسیون رفع تبعیض از زنان در تضاد آشکار است قانونی اعلام شده و راهی برای سرکوب هرچه بیشتر زنان افغان باز کرده است. رئیس جمهور افغانستان ، جامد کرزای، می گوید "از این ماده برداشت نادرست صورت گرفته است"، سوال ما این است که چه برداشت دیگری جز بردگی جنسی از این قانون می توان داشت؟ آیا جز این است که انسانیت و کرامت زنان فراموش شده و کارکرد جنسی و خدمت رسانی به مرد چایگزین آن شده است؟ متاسفانه اکثر این موارد تبعیض آمیزی که در قانون خانواده جدید افغانستان برای زنان شیعه در نظر گرفته شده، در قوانین خانواده ایران نیز کم و بیش وجود دارد، اما خوشبختانه و به مدد جنبش برابری خواهانه صدساله زنان ایران، این قوانین تبعیض آمیز از سوی بخش بزرگی از جامعه زنان ایران با چالش های جدی روبرو شده است. اگر شما نیز فعالیت های زنان ایران را دنبال کرده باشید می دانید که سال گذشته در ایران نیز لایحه ای با عنوان قانون حمایت از خانواده در مجلس ایران در آستانه تصویب قرار گرفته بود که حقوق زنان ایرانی را با تهدید جدی مواجه می کرد .فعالان جنبش زنان و مدافعان حقوق برابر در ایران از هر گروه و دسته، و با هر ایدئولوژی و مرام و از هر قوم و مذهب و جنسیتی با همبستگی خود، سرانجام توانستند در برابر تصویب این قانون ناقض حقوق زنان بایستند و بررسی آن را در مجلس شورای اسلامی متوقف کنند. گرچه خروج این لایحه از مجلس یک پیروزی مهم برای جنبش زنان ایران محسوب می شود اما به معنای لغو همه قوانین تبعیض آمیز علیه زنان در ایران نیست.

ما باید آگاه باشیم که تصویب اینگونه قوانین، علاوه بر اثر منفی بر افزایش خشونت علیه زنان در جامعه غیر شیعه افغانستان ، زمینه ساز این می شود که اگر امروز اینگونه قوانین برای زنان شیعه وضع می شود روزی دیگر برای زنان سنی و مذاهب دیگر قوانینی به همین اندازه مردسالار و زن ستیز به تصویب خواهد رسید. ما خوشحالیم که شما زنان افغان از شیعه و سنی در این مورد متحد شده اید تا ریشه را بخشکانید.

بی شک مبارزه بی وقفه و شجاعانه شما علیه این قوانین تبعیض آمیز می تواند یاری دهنده ما نیز باشد، همانطور که ما امروز بر آن شدیم که با حمایت از فعالیت شما به پاخیزیم و نگرانی خود را از تصویب این قانون تبعیض آمیز جدید در افغانستان اعلام کنیم.

ما ضمن استقبال از دستور رییس جمهوری افغانستان برای بازنگری در قانون احوال شخصیه اهل تشیع امیدواریم این قانون به گونه ای اصلاح شود که برابری، عدم تبعیض، عدالت و کرامت انسانی مبنای کلیه روابط انسانی در خانواده های افغانستانی از جمله در میان اقلیت های قومی و مذهبی قرار گیرد.

- کانون زنان ایرانی
- میدان زنان
- مدرسه فمینیستی
- کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت
- کمیته زنان سازمان دانش آموختگان ادوار تحکیم وحدت
- کمیته گزارشگران حقوق بشر
- انجمن تلاشگران سلامت
- انجمن فراسو تبریز


نویسنده : write-woman ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ :: ٢٩ فروردین ۱۳۸۸


عروس خوب...عروس بد

 متن زیر دلنوشته های یک تازه عروس خوبی است که من امکان قرار دادن آن را در وبلاگم پذیرفتم. باید بگویم در زندگی برای به دست آوردن یک سری چیزهایی که حتی شاید به آنها اعتقادی نداریم باید چیزهایی و یا خواسته هایی را فدا کنیم. اما چه تعداد از ما زنان حاضریم برای خود بودن نقش یک عروس بد را بازی کنیم در عین حالی که خوب می دانیم که یک عروس خوبیم؟ باید پاسخی برای این سوالات داشته باشیم باید مرحمی برای این زخم ها وجود داشته باشد. مگر نه اینکه حالا ما زنان تحصیلکرد ه ای هستیم که جامعه روشنفکری امروز ایران به آن چشم دوخته است. پس چرا نباید در جایی که می بایست خودمان باشیم، کوتاه بیاییم و سکان این زندگی را در دست نگیریم. با هم می خوانیم:

 

" باید در جایی که می توانی تنها باشی تنها سخن بگویی. تنها بیاندیشی و تنها به استقبال آینده بروی.آنجا تنها خلوت تو است و در جایی دیگر می بایست با کسان و خویشان ات باشی، با آنها قدم بزنی، به مهمانی بروی، بر خلاف سنت و خواسته آنها رفتار نکنی و سنتی را نشکنی. آنوقت است که تو تبدیل به یک دختر خوب، عروس خوب و زنی خوب می شوی. زنی با تمام وجود زنانگی خود.

تو ملزمی وقتی تبدیل به عروس خوب می شوی بر خلاف خواسته پدر و مادر شوهرت کلامی نگویی، نه نگویی، همانطور که آنها می خواهند رفتار کنی. مثل همان وقت که در خانه پدری طبق سنت ها و روش های آنها رفتار کرده ای.وضعیت تو بغرنج تر می شود، محدودیت ها و خود سانسوری ها بیشتر می شوند و دیگر از تو چیزی باقی نمی ماند. و اینجاست که در می یابی برای تبدیل شدن به عروس خوب اصلا احتیاجی به تنهایی ات نداری؟ اصلا تو اجازه تنها شدن نداری؟ و نمی توانی تکروی کنی.

خوب تو با بد آنها قاطی می شود! به طوری که مجبور می شوی خیلی وقت ها بد خودت و خوب آنها باشی و این ها تنها و تنها بخاطر حفظ کانون گرم خانوادگی است. بخاطر عشقی است که تو نسبت به شوهرت داری. "عزیزم اینها فرعیات زندگی است" عشقمان را بچسب!!!! "


نویسنده : write-woman ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ :: ۱٩ فروردین ۱۳۸۸


آزادی

آزادی درختی است که هر چه بزرگتر می شود سایه بانش را بیشتر بر سر انسان ها می گستراند.چرا در حسرتش باشیم؟!! چرا؟


نویسنده : write-woman ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ :: ۱٧ فروردین ۱۳۸۸


روز جهانی زن

 

روز جهانی زن بر شیر زنان ایران و جهان مبارک

به امید آزادی و برابری و سنت شکنی

فردایمان را در می نوردیم , چون کوه استوار و چون ابر جهنده و بخشاینده . خواهران زمین دست هایتان را گشاده بر درخت برپرنده , بر انسان


نویسنده : write-woman ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ :: ۱۸ اسفند ۱۳۸٧


آیا کلمات می توانند ظلم ها و جورها را از بین ببرند؟

 

احساس می کنم تنها حرف زده ایم. احساس می کنم هیچ گوش شنوایی نیست. و این همه گوش که می شنوند چه می کنند؟ می اندیشند؟ یا لبخند می زنند ؟ و یا خودشان را ظالم نمی دانند؟

چطور می شود انسان باشی و از درد و رنج دیگران نلرزی؟ چطور می شود قانونگذار باشیی اما نفهمی و نخواهی بفهمی مردم چه می خواهند!!!

چرا باید از سقوط یکدیگر خوشحال بشویم؟ چرا باید به این نکته نیاندیشیم که ما برای یاری رساندن به یکدیگر و در کنار هم بودن زاده شده ایم و نه برای در برابر یکدیگر

احساس می کنم این کلمات حتی نمی توانند آنان را قانع کنند که جهان برای باهم و در کنار هم بودن ساخته شده است و نه برای جنگ و ستیز و سرکوب...

 

 

 


نویسنده : write-woman ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ :: ۱ آبان ۱۳۸٧


لایحه قانون مجازات اسلامی: حکم اعدام برای "ارتداد"

کلیات لایحه قانون مجازات اسلامی با ۱۹۶ رای موافق ، ۷ رای مخالف و ۲ رای ممتنع روز سه شنبه ۱۹ شهریور در مجلس شورای تصویب شد.........

در ذیل عناوین مهمی از لایحه جدید قانون مجازات اسلامی آمده است که تحلیل ان به عهده خود شماست . چون این قانون همه ما را در بر می گیرد و ...

افزودن تعداد مجازات‌ها!!!!!!!!!!!!!!!

 

در لایحه قانون مجازات اسلامی، نه تنها از تعداد جرایمی که مجازاتشان اعدام است، کاسته نشده بلکه بر آنها افزوده نیز شده‌است. یکی از این جرایم رمالی، بدعت در دین و فالگیری است که تا به حال ممنوع بود ولی جرم محسوب نمی‌شد ولی در قانون جدید نه تنها جرم است بلکه برای آن مجازات اعدام در نظر گرفته شده. همچنین در مورد ارتداد در قانون قبلی فرصت بازگشت برای فرد مرتد در نظر گرفته شده‌بود اما در قانون جدید حکم مرتد، اعدام است بدون در نظر گرفتن هیچ فرصت و ملاحظه‌ای.

 

در مقابل افزایش جرایم منتج به اعدام اما دو جرم همچنان از حکم اعدام و حتی مجازات معافند. طبق ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی هرگاه مردی همسر خود را با مرد دیگری در یک بستر ببیند و مرتکب قتل آنها شود از مجازات معاف است. این قانون در مورد دختر و خواهر نیز صادق است و تنها مجازات مرد در این حالت یعنی پس از قتل دختر یا خواهرش، شش ماه حبس خواهد بود.

همچنین طبق ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی، اگر پدری فرزند خود را بکشد نیز از مجازات معاف خواهد بود.

در قانون جدید مجازات اسلامی، این دو ماده که تا به حال بسیار مورد مناقشه بوده‌اند، همچنان بر قوت خود باقی خواهند بود.

 

سن قانونی چه سنی است؟

 

در ماده ۱۴۱ لایحه جدید قانون مجازات اسلامی، منظور از طفل کسی معرفی شده که به سن ۱۸ سال تمام خورشیدی نرسیده باشد. اما تبصره ذیل این ماده، سن بلوغ را برای پسر ۱۵ سال تمام قمری و برای دختر ۹ سال تمام قمری دانسته است.

 

 


نویسنده : write-woman ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ :: ٢٦ شهریور ۱۳۸٧


زنان علیه زنان :گفتمان سرکوب

مقاله زیر در یکی از وبلاگ دوستان دیدم و نگاه واقع بین این دوست من را به فکر فرو برد که چرا ما زنان در حق خودمان منصف نیستیم .سوال

 

 

 

 

اگر بخواهیم رو راست باشیم همیشه این مردان نیستند که بر علیه زنان کاری می کنند. بلکه بسیاری از زنان علیه خود دست به کارهایی می زنند که اصلا باور کردنش برای حداقل من یکی مشکل است.

 

باور کنید این عین واقعیت است و اصلا قصد مزاح هم ندارم . و ای کاش اینگونه برخوردها در همان حد و مرز رقابت می ماند و ما می توانستیم به این بسنده کنیم که خوب رقابت سازنده نکته اساسی برای الگو قرار دادن و قدم برداشتن جای پای کسی است که دوستش داریم و یا عملکردش را می پسندیم.

 

اما متاسفانه زشتترین رفتارها از سوی زنانی دیده و یا شنیده می شود که برای اثبات وجود خود راهی به جز سرکوب همجنس خود نمی یابند و یا نمی خواهند انتخاب کنند. و در این صورت حق آن حداقل آدم های مثبتی که برای رشد زنان استخوان خورد می کنند و حتی زندگی خود را به خطر می اندازند، پایمال می شود.

 

احساس های خوب و زیبای - دیگری نیز در کنار من می تواند حرکت کند – و - آدم های دیگری اگرچه حتی هم جنس من اند نیز نیاز به نفس کشیدن دارند – و - او هم حق استفاده دارد– و و و ..... می تواند در وجود هر آدمی زنده شود و نهادینه گردد.

 

باور کنید وجود همه ی ما زنان سرشار از نیروهای خوب و ارزشمندی است که می تواند منشاء حرکت های بنیادین قرار بگیرد بدون آنکه این نیروها به صرف توانایی خاصی از دیگری برتر ی داشته باشند. پس چرا ما زنان در فعالیت های اجتماعی خود می بایست سد راه یکدیگر بشویم و ترس از رشد و پیشرفت دیگری داشته باشیم؟ و نتوانیم که حضور دیگری را تحمل کنیم؟ - آیا این تنها به صرف خصوصیت زن بودن ما است؟ و آیا این تنها مشخصه یک زن است؟!!-

 

اگر الگویی قرار است برای ما نقش مرکزیتی ایفا کند و جای پای آن گام برداریم حداقل آنقدر منصف باشیم و به جایگاه او و زحماتی که او شاید سال ها پیش تر از ما کشیده است ، احترام بگذاریم چرا که در اینصورت است که برای خود نیز ارزشی قائل شده ایم.

 

اگر مادران سنت زده ی ما به دلایل گوناگون ، ناخوداگاه راه آزادی و باور واقعیت ها و افق های باز را به روی ما قرن ها بسته اند، ما خودآگاه و از سر خصومت و یا خودخواهی دست به حرکتی و رفتاری برای سرکوب کردن یکدیگر نزنیم.

 

اگر گفتمان غالب در جامعه در حصول جایگاه واقعی زنان گفتمان سرکوب است، بر عملکرد زنان علیه زنان چه نامی می توانیم گذاشت؟دردناک ترین روی این قضیه سلب آزادی و سرکوب زنان از سوی زنان است. و اینکه چرا این خواهران غریب حضور یکدیگر را برنمی تابند؟!!!!!

 

چون عرصه حرکت تنگ است؟

چون مجالی نیست؟

و یا باید آن را در نظریات روانکاوی جستجو کرد؟

 

اما این قضیه هر چه که باشد و در هر مقوله که گنجانده شود، درنظر نگرفتن نکات اخلاقی از سوی ما زنان است. که هر انسانی در ابتدای هر راهی باید با آنها آشنا شود. و پس از آن عرصه اجتماعی را برای تغییر و یا رشد خود و دیگران انتخاب کند.

 

باید بپذیریم که اگر من هستم پس دیگری هم هست و اگر من می خواهم دیگری هم می خواهد و اگر من می توانم دیگری هم ... .

 

 

منبع: نوشتار

 

 

 


نویسنده : write-woman ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ :: ٦ شهریور ۱۳۸٧


به ياد زنان خبرنگار در بند

دولت باید همه اتهامات را رفع کند وبه آزار فعالان پایان دهد

 

(نیویورک، 17 دسامبر، 2007) ? سازمان دیده بان حقوق بشر امروز با انتشار بیانیه ایی اعلام کرد که ایران باید فورا اتهاماتی را که با انگیزه های سیاسی علیه فعالان حقوق زنان به دلیل شرکت در یک تجمع مسالمت آمیز مطرح شده واین هفته دادگاه آنها برگزار خواهد شد کناربگذارد. مقامات ایرانی همچنین باید جلوه جواهری ومریم حسین خواه را نیز بدون تاخیرآزاد کنند.

سازمان دیده بان حقوق بشر مطلع شد که مقامات دادگاه تاریخ 18 و19 دسامبر را برای دادگاهی کردن حسین خواه وجواهری به اتهام دخالت در گردهمایی مسالمت آمیز چهارم مارس دراعتراض به تحت تعقیب قراردادن دیگر فعالان حقوق زنان درنظر گرفته اند.(http://hrw.org/english/docs/2007/03/07/iran15452.htm) این دوتن درمیان 26 زنی بودند که در آن زمان دستگیر شدند وبعد ازچند هفته از زندان آزاد شدند. 

اگر چه مقامات حسین خواه وجواهری را به دلیل اتهام های دیگر مربوط به فعالیت های مسالمت آمیز آنها در کمپین یک میلیون امضا برای پایان دادن به تبعیض علیه زنان دربند سوم عمومی زنان زندان اوین به ترتیب از تاریخ 17 نوامبر واول دسامبر تا کنون نگهداری کرده اند.  

سارا لی وتیسون، مدیربخش خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر دراین زمینه گفت:" به نظر می رسد هیچ پایانی برای آزار واذیت فعالان حقوق زنان ایرانی توسط مقامات دولت ایرانی وجود ندارد. آنها اتهامات جدیدی را علیه زنان مطرح می کنند پیش از آنکه بتوانند آنها را رسیدگی کنند." 

 درتاریخ 17 نوامبر، حسین خواه درپاسخ به احضار رسمی برای حاضر شدن در یکی از شعب دادگاه انقلاب تهران دررابطه با فعالیت های ترویجی برای کمپین یک میلون امضا به آنجا مراجعه کرد. مقامات رسمی او را به تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب متهم کرده و وثیقه سنگین یک صد میلیون تومانی (حدود 100 هزار دلار) را برای وی تعیین کردند. درنتیجه ناتوانی وی برای تهیه وثیقه، مقامات او را به زندان اوین منتقل کردند.  

درتاریخ اول دسامبر، جواهری نیز در پاسخ به احضاریه رسمی برای حضور دریکی ازشعب دادگاه انقلاب در تهران دررابطه به فعالیت های کمپین یک میلیون امضا دردادگاه حاضر شد. دادگاه او را به تشویش اذهان عمومی وتبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب ازطریق انتشار اخبار دروغ متهم و سپس به زندان اوین منتقل کرد. براساس مصاحبه با مادر جواهری، که درسایت کمپین یک میلیون امضا برای پایان تبعیض علیه زنان موجود است، دادگاه اول وثیقه ایی پنجاه میلیون تومانی (حدودا 50 هزاردلار) تعییین کرده بود اما آن را به این دلیل که درمورد پرونده باید تحقیقات بیشتری صورت بگیرد باطل کرد.  

مشخص نیست که دادگاه های 18 و19 دسامبر همچنین اتهام های جدید علیه آنان را دربرخواهد گرفت یا نه. دو تن دیگر از فعالان حقوق زنان و کمپین یک میلیون امضا برای پایان دادن به تبعیض علیه زنان، روناک صفازاده وهانا عبدی هر دوب یست ویک ساله هنوز با اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" در زندان به سر می برند. مقامات صفازاده را در تاریج 25 سپتامبر وعبدی را درتاریخ 23 اکتبر در سنندج، شهری درشمال غربی ایران، بازداشت و زندانی کردند ویتسون درهمین زمینه گفت:" دولت هیچ شواهدی در زمینه اینکه صفازاده و عبدی کاری غیر از فعالیت های مسالمت آمیز برای حقوق زنان ایرانی انجام داده اند را ارائه نکرده".  

 

 

سازمان ديده بان حقوق بشر

 


نویسنده : write-woman ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ :: ۸ دی ۱۳۸٦